آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ

"I said I was glad y...
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 

Great Expectations: The Essential Guide to Breastfeeding"Did you speak?" "I said I was glad you enjoyed it." "Thankee, my boy. I do." I had often watched a large dog of ours eating his food; and I now noticed a decided similarity between the dog's way of eating, and the man's. The man took strong sharp sudden bites, just like the dog. He swallowed, or rather snapped up, every mouthful, too soon and too fast; and he looked sideways here and there while he ate, as if he thought there was danger in every direction of somebody's coming to take the pie away. He was altogether too unsettled in his mind over it, to appreciate it comfortably I thought, or to have anybody to dine with him, without making a chop with his jaws at the visitor. In all of which particulars he was very like the dog.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آیا صحبت می کنند؟"

"من گفتم : من خوشحالم شما به آن لذت می برد."

"Thankee ، پسر من. من."

من اغلب به تماشای حال سگ بزرگ مال ما از خوردن غذایی که او و من در حال حاضر
متوجه شباهت بین راه تصمیم گرفت سگ را از غذا خوردن ، و
مرد است. انسان در زمان قوی تیز نیش ناگهانی ، درست مثل سگ. او
بلعیده و یا به جای نام snapped ، هر مقدار ، بیش از حد به زودی و با سرعت زیاد ؛
و او نگاه یک وری اینجا و آنجا در حالی که او خوردند ، تا اگر او فکر
خطر در هر جهت کسی در آینده را پای در آنجا بود
دور. او روی هم رفته بیش از حد در ذهن خود را بر آن unsettled ، به درک
آن را به راحتی من فکر کردم ، و یا به کسی که به ناهار خوردن با او ، بدون
ساخت با jaws خود را در این بازدید کننده گوشت با استخوان. در تمام که خاص
او بسیار شبیه سگ بود.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Pitying his desolati...
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Great Expectations (A Norton Critical Edition)Pitying his desolation, and watching him as he gradually settled down upon the pie, I made bold to say, "I am glad you enjoy it."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
Pitying دل تنگی خود را ، و او را به عنوان در حال مشاهده او به تدریج حل و فصل کردن
بر پای من ساخته شده به صورت سیاه گفت ، "من خوشحالم که آن لذت ببرید."

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Something clicked in...
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Great Expectations (Cliffs Notes)Something clicked in his throat as if he had works in him like a clock, and was going to strike. And he smeared his ragged rough sleeve over his eyes.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
کلیک چیزی در گلو او را به عنوان اگر او را در آثار او را مانند یک ساعت ،
و که قرار بود اعتصاب. و او خود را پاره پاره smeared آستین خشن خود را بیش از
چشم.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Well," said he, "I ...
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great Expectations (Barnes & Noble Classics)"No!" "Well," said he, "I believe you. You'd be but a fierce young hound indeed, if at your time of life you could help to hunt a wretched warmint hunted as near death and dunghill as this poor wretched warmint is!"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"نه!"

"خوب ،" او گفت ، "من فکر می کنید که شما می شود ، اما علاقمند به درنده جوان
در واقع ، اگر در زمان خود از زندگی شما می تواند برای کمک به شکار بد بخت
warmint به مرگ نزدیک و توده فضولات به عنوان warmint این فقیر بی چاره تعقیب و دنبال
است! "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"You're not a deceiv...
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great Expectations"You're not a deceiving imp? You brought no one with you?" "No, sir! No!" "Nor giv' no one the office to follow you?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"You're مرد جوان در فریب دادن نیست؟ شما می آورد هیچ کس با شما؟"

"بله ، آقا هیچ!"

"و نه giv' هیچ کس دفتر به دنبال شما؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
He was gobbling minc...
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great ExpectationsHe was gobbling mincemeat, meatbone, bread, cheese, and pork pie, all at once: staring distrustfully while he did so at the mist all round us, and often stopping--even stopping his jaws--to listen. Some real or fancied sound, some clink upon the river or breathing of beast upon the marsh, now gave him a start, and he said, suddenly,--
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او gobbling گوشت قیمه شده ، meatbone ، نان ، پنیر ، و پای گوشت خوک ، تمام
فورا : distrustfully خیره در حالی که او چنان در غبار در تمام طول انجام
ما ، و اغلب بیکار شدن -- حتی توقف jaws او -- به گوش کند. برخی از حقیقی یا
صدای خیالی ، برخی از جلنگ جلنگ صدا کردن بر رودخانه و یا تنفس از وحش بر
مارش ، در حال حاضر به او شروع ، و او گفت ، ناگهان ، --

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I'll eat my breakfa...
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great Expectations (Classic Retelling)"I'll eat my breakfast afore they're the death of me," said he. "I'd do that, if I was going to be strung up to that there gallows as there is over there, directly afterwards. I'll beat the shivers so far, I'll bet you."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"I'll صبحانه ام را afore آنها از مرگ من غذا بخورند ، گفت :" او. "من می خواهم انجام
که اگر من خواهد بود تا آن به عنوان چوبه دار وجود دارد حساس است.
علاوه بر این ، پس از آن به طور مستقیم وجود دارد. من تا کنون shivers ضرب ، I'll شرط
شما خواهد شد. "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I think you have go...
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Great Expectations (The Classic Collection)"I think you have got the ague," said I. "I'm much of your opinion, boy," said he. "It's bad about here," I told him. "You've been lying out on the meshes, and they're dreadful aguish. Rheumatic too."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من فکر می کنم شما را دریافت نکرده اید ague ، گفت :" I.

"من خیلی از نظر شما ، پسر گفت :" او.

"این در مورد بد در اینجا ،" من به او گفتم. "شما شده ام از دروغ گفتن در مشهای ،
و آنها بسیار ناراحت کننده aguish. رماتیسم گرفته بیش از حد ".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"What's in the bottl...
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
"What's in the bottle, boy?" said he. "Brandy," said I. He was already handing mincemeat down his throat in the most curious manner,--more like a man who was putting it away somewhere in a violent hurry, than a man who was eating it,--but he left off to take some of the liquor. He shivered all the while so violently, that it was quite as much as he could do to keep the neck of the bottle between his teeth, without biting it off.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آنچه در بطری ، پسر؟" گفت.

"براندی ، گفت :" I.

او در حال حاضر توزیع گوشت قیمه شده بود پایین گلو خود را در بیشتر کنجکاو
روش ، -- بیشتر شبیه یک مرد بود که در قرار دادن آن در جایی دور از خشونت
عجله ، از یک انسان بود که در آن غذا خوردن ، -- اما او را به سمت چپ خاموش برخی از
مشروب. او در حالی که همه shivered بنابراین خشونت ، بود که کاملا
تا آنجا که می تواند او را در گردن بطری بین دندان های خود را نگه دارید ،
بدون گاز گرفتن آن را خاموش.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I was soon at the Ba...
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Great Expectations (Collector's Library)I was soon at the Battery after that, and there was the right Man,--hugging himself and limping to and fro, as if he had never all night left off hugging and limping,--waiting for me. He was awfully cold, to be sure. I half expected to see him drop down before my face and die of deadly cold. His eyes looked so awfully hungry too, that when I handed him the file and he laid it down on the grass, it occurred to me he would have tried to eat it, if he had not seen my bundle. He did not turn me upside down this time to get at what I had, but left me right side upwards while I opened the bundle and emptied my pockets.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من به زودی در بود باتری پس از آن ، بود و سمت راست وجود دارد.
مرد ، -- خود و بغل کردن و یا شلی پس وپیش ، تا اگر او بود هرگز تمام
شب را ترک کردن و بغل کردن و یا شلی ، -- انتظار برای من. او awfully
سرد ، تا مطمئن شوید که. نیمی از من انتظار می رود برای دیدن او کرکره من قبل از روبرو
و مرگ از سرما کشنده باشد. چشمان او نگاه awfully تا گرسنه هم هستند که در زمانیکه
من دست او را فایل و او آن را پیریزی کرده پایین در چمن ، به آن رخ داده است
من او سعی دارید آن را بخورم ، اگر او بسته نرم افزاری من ندیدم. او
نوبت به من نمی وارونه این زمان به آنچه که من در حال دریافت است ، اما به من چپ
بطرف بالا سمت راست را باز کردم در حالی که بسته نرم افزاری و تخلیه جیب من.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم