آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ

By this time, my sis...
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠ 
Great Expectations The Graphic Novel: Quick Text (American English)By this time, my sister was quite desperate, so she pounced on Joe, and, taking him by the two whiskers, knocked his head for a little while against the wall behind him, while I sat in the corner, looking guiltily on.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
در این زمان ، خواهر من بود کاملا ناامید ، بنابراین وی در جو pounced ،
و او را گرفتن توسط دو سبیل ، سر او را برای مدتی کمی knocked
در برابر دیوار پشت سر او را ، در حالی که من در گوشه ای نشسته ، به دنبال guiltily
در.