آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ

There was a door in ...
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥ 
Great Expectations (Dover Thrift Editions)There was a door in the kitchen, communicating with the forge; I unlocked and unbolted that door, and got a file from among Joe's tools. Then I put the fastenings as I had found them, opened the door at which I had entered when I ran home last night, shut it, and ran for the misty marshes.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
درب در آشپزخانه وجود داشت ، برقراری ارتباط با جعل ؛ من
قفل و unbolted که درب ، یک فایل کردم و از میان ابزارها جو است.
سپس من قرار fastenings که من آنها را در بر داشت شده بود ، افتتاح شد که در آن توسط
من وقتی که من خانه فرار شب گذشته وارد شده بود ، آن را تعطیل ، و برای فرار مبهم
باتلاق.

کلمات کلیدی: