آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ

"I said I was glad y...
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 

Great Expectations: The Essential Guide to Breastfeeding"Did you speak?" "I said I was glad you enjoyed it." "Thankee, my boy. I do." I had often watched a large dog of ours eating his food; and I now noticed a decided similarity between the dog's way of eating, and the man's. The man took strong sharp sudden bites, just like the dog. He swallowed, or rather snapped up, every mouthful, too soon and too fast; and he looked sideways here and there while he ate, as if he thought there was danger in every direction of somebody's coming to take the pie away. He was altogether too unsettled in his mind over it, to appreciate it comfortably I thought, or to have anybody to dine with him, without making a chop with his jaws at the visitor. In all of which particulars he was very like the dog.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آیا صحبت می کنند؟"

"من گفتم : من خوشحالم شما به آن لذت می برد."

"Thankee ، پسر من. من."

من اغلب به تماشای حال سگ بزرگ مال ما از خوردن غذایی که او و من در حال حاضر
متوجه شباهت بین راه تصمیم گرفت سگ را از غذا خوردن ، و
مرد است. انسان در زمان قوی تیز نیش ناگهانی ، درست مثل سگ. او
بلعیده و یا به جای نام snapped ، هر مقدار ، بیش از حد به زودی و با سرعت زیاد ؛
و او نگاه یک وری اینجا و آنجا در حالی که او خوردند ، تا اگر او فکر
خطر در هر جهت کسی در آینده را پای در آنجا بود
دور. او روی هم رفته بیش از حد در ذهن خود را بر آن unsettled ، به درک
آن را به راحتی من فکر کردم ، و یا به کسی که به ناهار خوردن با او ، بدون
ساخت با jaws خود را در این بازدید کننده گوشت با استخوان. در تمام که خاص
او بسیار شبیه سگ بود.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Pitying his desolati...
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Great Expectations (A Norton Critical Edition)Pitying his desolation, and watching him as he gradually settled down upon the pie, I made bold to say, "I am glad you enjoy it."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
Pitying دل تنگی خود را ، و او را به عنوان در حال مشاهده او به تدریج حل و فصل کردن
بر پای من ساخته شده به صورت سیاه گفت ، "من خوشحالم که آن لذت ببرید."

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Something clicked in...
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Great Expectations (Cliffs Notes)Something clicked in his throat as if he had works in him like a clock, and was going to strike. And he smeared his ragged rough sleeve over his eyes.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
کلیک چیزی در گلو او را به عنوان اگر او را در آثار او را مانند یک ساعت ،
و که قرار بود اعتصاب. و او خود را پاره پاره smeared آستین خشن خود را بیش از
چشم.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Well," said he, "I ...
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great Expectations (Barnes & Noble Classics)"No!" "Well," said he, "I believe you. You'd be but a fierce young hound indeed, if at your time of life you could help to hunt a wretched warmint hunted as near death and dunghill as this poor wretched warmint is!"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"نه!"

"خوب ،" او گفت ، "من فکر می کنید که شما می شود ، اما علاقمند به درنده جوان
در واقع ، اگر در زمان خود از زندگی شما می تواند برای کمک به شکار بد بخت
warmint به مرگ نزدیک و توده فضولات به عنوان warmint این فقیر بی چاره تعقیب و دنبال
است! "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"You're not a deceiv...
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great Expectations"You're not a deceiving imp? You brought no one with you?" "No, sir! No!" "Nor giv' no one the office to follow you?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"You're مرد جوان در فریب دادن نیست؟ شما می آورد هیچ کس با شما؟"

"بله ، آقا هیچ!"

"و نه giv' هیچ کس دفتر به دنبال شما؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
He was gobbling minc...
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great ExpectationsHe was gobbling mincemeat, meatbone, bread, cheese, and pork pie, all at once: staring distrustfully while he did so at the mist all round us, and often stopping--even stopping his jaws--to listen. Some real or fancied sound, some clink upon the river or breathing of beast upon the marsh, now gave him a start, and he said, suddenly,--
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او gobbling گوشت قیمه شده ، meatbone ، نان ، پنیر ، و پای گوشت خوک ، تمام
فورا : distrustfully خیره در حالی که او چنان در غبار در تمام طول انجام
ما ، و اغلب بیکار شدن -- حتی توقف jaws او -- به گوش کند. برخی از حقیقی یا
صدای خیالی ، برخی از جلنگ جلنگ صدا کردن بر رودخانه و یا تنفس از وحش بر
مارش ، در حال حاضر به او شروع ، و او گفت ، ناگهان ، --

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I'll eat my breakfa...
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Great Expectations (Classic Retelling)"I'll eat my breakfast afore they're the death of me," said he. "I'd do that, if I was going to be strung up to that there gallows as there is over there, directly afterwards. I'll beat the shivers so far, I'll bet you."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"I'll صبحانه ام را afore آنها از مرگ من غذا بخورند ، گفت :" او. "من می خواهم انجام
که اگر من خواهد بود تا آن به عنوان چوبه دار وجود دارد حساس است.
علاوه بر این ، پس از آن به طور مستقیم وجود دارد. من تا کنون shivers ضرب ، I'll شرط
شما خواهد شد. "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I think you have go...
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Great Expectations (The Classic Collection)"I think you have got the ague," said I. "I'm much of your opinion, boy," said he. "It's bad about here," I told him. "You've been lying out on the meshes, and they're dreadful aguish. Rheumatic too."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من فکر می کنم شما را دریافت نکرده اید ague ، گفت :" I.

"من خیلی از نظر شما ، پسر گفت :" او.

"این در مورد بد در اینجا ،" من به او گفتم. "شما شده ام از دروغ گفتن در مشهای ،
و آنها بسیار ناراحت کننده aguish. رماتیسم گرفته بیش از حد ".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"What's in the bottl...
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
"What's in the bottle, boy?" said he. "Brandy," said I. He was already handing mincemeat down his throat in the most curious manner,--more like a man who was putting it away somewhere in a violent hurry, than a man who was eating it,--but he left off to take some of the liquor. He shivered all the while so violently, that it was quite as much as he could do to keep the neck of the bottle between his teeth, without biting it off.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آنچه در بطری ، پسر؟" گفت.

"براندی ، گفت :" I.

او در حال حاضر توزیع گوشت قیمه شده بود پایین گلو خود را در بیشتر کنجکاو
روش ، -- بیشتر شبیه یک مرد بود که در قرار دادن آن در جایی دور از خشونت
عجله ، از یک انسان بود که در آن غذا خوردن ، -- اما او را به سمت چپ خاموش برخی از
مشروب. او در حالی که همه shivered بنابراین خشونت ، بود که کاملا
تا آنجا که می تواند او را در گردن بطری بین دندان های خود را نگه دارید ،
بدون گاز گرفتن آن را خاموش.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I was soon at the Ba...
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
Great Expectations (Collector's Library)I was soon at the Battery after that, and there was the right Man,--hugging himself and limping to and fro, as if he had never all night left off hugging and limping,--waiting for me. He was awfully cold, to be sure. I half expected to see him drop down before my face and die of deadly cold. His eyes looked so awfully hungry too, that when I handed him the file and he laid it down on the grass, it occurred to me he would have tried to eat it, if he had not seen my bundle. He did not turn me upside down this time to get at what I had, but left me right side upwards while I opened the bundle and emptied my pockets.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من به زودی در بود باتری پس از آن ، بود و سمت راست وجود دارد.
مرد ، -- خود و بغل کردن و یا شلی پس وپیش ، تا اگر او بود هرگز تمام
شب را ترک کردن و بغل کردن و یا شلی ، -- انتظار برای من. او awfully
سرد ، تا مطمئن شوید که. نیمی از من انتظار می رود برای دیدن او کرکره من قبل از روبرو
و مرگ از سرما کشنده باشد. چشمان او نگاه awfully تا گرسنه هم هستند که در زمانیکه
من دست او را فایل و او آن را پیریزی کرده پایین در چمن ، به آن رخ داده است
من او سعی دارید آن را بخورم ، اگر او بسته نرم افزاری من ندیدم. او
نوبت به من نمی وارونه این زمان به آنچه که من در حال دریافت است ، اما به من چپ
بطرف بالا سمت راست را باز کردم در حالی که بسته نرم افزاری و تخلیه جیب من.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"It's the young man!...
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
The McCallum Quintuplets: Great Expectations/Delivered with a Kiss/And Babies Make Seven (Maitland Maternity Clinic Anthology) (Harlequin American Romance, No 909)"It's the young man!" I thought, feeling my heart shoot as I identified him. I dare say I should have felt a pain in my liver, too, if I had known where it was.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"این مرد جوان!" من فکر کردم ، احساس قلب من ساقه که من شناسایی
او را. من به جرات می گفت من باید درد در کبد احساس من ، نیز ، اگر من به حال
که در آن شناخته شده بود.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
And yet this man was...
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 

Charles Dickens's And yet this man was dressed in coarse gray, too, and had a great iron on his leg, and was lame, and hoarse, and cold, and was everything that the other man was; except that he had not the same face, and had a flat broad-brimmed low-crowned felt hat on. All this I saw in a moment, for I had only a moment to see it in: he swore an oath at me, made a hit at me,--it was a round weak blow that missed me and almost knocked himself down, for it made him stumble,--and then he ran into the mist, stumbling twice as he went, and I lost him.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
و در عین حال این مرد در لباس پوشیدن و درشت خاکستری بود ، بیش از حد ، و به حال آهن بزرگ
در پای او ، و لنگ بود ، و خشن و سرد ، و همه چیز این بود که
مرد دیگر بود که او به جز همان چهره نیست ، و به حال تخت
گسترده بسیار کم brimmed - کلاه تاج احساس کنید. این همه من در یک لحظه دیدم ، برای
من مجبور بودم فقط یک لحظه به آن را ببینید در : او در مراسم ادای سوگند من swore ، ساخته شده در آمار
من ، -- آن را ضربه ای دور که مرا ضعیف و تقریبا از دست رفته خود را knocked شد
پایین ، برای آن ساخته شده او را تلو تلو خوردن ، -- و سپس او را به غبار زد ، سکندری
دو برابر او رفت ، و من او را از دست داد.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I thought he would be more glad if I came upon him with his breakfast,
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
I thought he would be more glad if I came upon him with his breakfast,I thought he would be more glad if I came upon him with his breakfast,

in that unexpected manner, so I went forward softly and touched him on

the shoulder. He instantly jumped up, and it was not the same man, but

another man!



گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این واقعیت که در لندن نمایندگان مجلس طرفدار سلطنت بود به جای یکی از دلایل اصلی برای شکست چارلز انگلیسی من در جنگ های داخلی شد. این کتاب reinterprets نقش لندن است. از آن به بررسی رابطه شهرداری و پدران شهر به عنوان magnates کسب و کار با هر دو از پادشاهان استوارت زودرس و مجالس خود ، و کسب و کار تحقیقی در مورد ارتباط شهر با دربار سلطنتی ، که در نتیجه گیری ، که دور از هم پیمانان طبیعی پادشاه و دادگاه به عنوان معمولا به عهده گرفت ، عمدتا نخبگان شهر به حال شده است به طور جدی از آنها توسط یدلایمخیرات 1640 بیگانه. پروفسور اشتن تفسیر ارائه می دهد ، نه تنها از نقش این شهر در 1640 سال قبل از آن ، بلکه از دلایل دروغ گفتن از پشت پشتیبانی خود را برای مجلس در یدلایمخیرات 1642. این هر دو سهم را به بحث در ریشه های جنگ های داخلی و مطالعه در عمق ارتباط بین کسب و کار بزرگ و سیاست در اوایل استوارت انگلستان است.
نوشته : رابرت اشتن

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
All this time, I was getting on towards the river; but however fast I
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
All this time, I was getting on towards the river; but however fast IAll this time, I was getting on towards the river; but however fast I

went, I couldn't warm my feet, to which the damp cold seemed riveted, as

the iron was riveted to the leg of the man I was running to meet. I knew

my way to the Battery, pretty straight, for I had been down there on a

Sunday with Joe, and Joe, sitting on an old gun, had told me that when

I was 'prentice to him, regularly bound, we would have such Larks there!

However, in the confusion of the mist, I found myself at last too far to

the right, and consequently had to try back along the river-side, on the

bank of loose stones above the mud and the stakes that staked the tide

out. Making my way along here with all despatch, I had just crossed a

ditch which I knew to be very near the Battery, and had just scrambled

up the mound beyond the ditch, when I saw the man sitting before me.

His back was towards me, and he had his arms folded, and was nodding

forward, heavy with sleep.




کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The mist was heavier yet when I got out upon the marshes, so that
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
The mist was heavier yet when I got out upon the marshes, so thatThe mist was heavier yet when I got out upon the marshes, so that

instead of my running at everything, everything seemed to run at me.

This was very disagreeable to a guilty mind. The gates and dikes and

banks came bursting at me through the mist, as if they cried as plainly

as could be, "A boy with Somebody's else's pork pie! Stop him!" The

cattle came upon me with like suddenness, staring out of their eyes,

and steaming out of their nostrils, "Halloa, young thief!" One black

ox, with a white cravat on,--who even had to my awakened conscience

something of a clerical air,--fixed me so obstinately with his eyes,

and moved his blunt head round in such an accusatory manner as I moved

round, that I blubbered out to him, "I couldn't help it, sir! It wasn't

for myself I took it!" Upon which he put down his head, blew a cloud of

smoke out of his nose, and vanished with a kick-up of his hind-legs and

a flourish of his tail.



گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
این کتاب جامع و باز با ویراستاری مقدماتی دادن بررسی کلی محیط زیست در لندن و چشم انداز خود را برای آینده ای پایدار است. فصل های بعدی توسط کارشناسان بر روی معماری ، برنامه ریزی ، آلودگی هوا ، تنوع زیستی ، حمل و نقل نوشته شده اند ، رودخانه ها ، پارک ها ، جنبه های زیبایی شناسانه از منظره لندن ، سیاست ، بهداشت ، و اقتصاد است. مواد موضعی بسیار authoritatively شرح تحولات مهم اخیر که شما را به میزان زیادی تحت تاثیر محیط زیست در لندن و در برخی از راه های شهرستان را در یک مسیر به سمت آینده ای پایدار مجموعه. این پیشرفت شامل تغییر در قانون (قانون GLA) ، سیاست (اتخاذ پایداری به عنوان یک هدف سیاسی) ، سیاست ها در دفع زباله ها (هیچ landfills بیشتر) ، زمینه های مسکن ، ساختمان و توسعه (به عنوان مثال قناری بندرگاه) ، مدیریت ترافیک (اتهامات عنوان شده علیه احتقان) ، سیاست برای بالا بردن تنوع زیستی ، زیرساخت های حمل و نقل (اتومبیل ، راه آهن) ، و مدیریت ریسک از وقوع سیل و بلایای دیگر (و در پاسخ به تغییرات آب و هوا). کتاب نشان میدهد که چگونه این سیاست ها و تحولات عملی تعامل ، و در نتیجه نیاز به توجه به آنها به عنوان یک کل قابل درک باشد. ذیل نامه توسط معاون شهردار لندن ، نیکی Gavron است ، شامل summarising سیاست های محیط زیستی در لندن که از سال کنفرانس در "لندن و آینده محیط زیست" تدوین شده است در تاریخ 18-19 سپتامبر برگزار شد ، 2002.
توسط : Galina Gornostaeva

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"And please, what's ...
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations (Tantor Unabridged Classics)"And please, what's Hulks?" said I. "That's the way with this boy!" exclaimed my sister, pointing me out with her needle and thread, and shaking her head at me. "Answer him one question, and he'll ask you a dozen directly. Hulks are prison-ships, right 'cross th' meshes." We always used that name for marshes, in our country.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"و لطفا ، Hulks چه خبر است؟" گفت : I.

"این راه را با این پسر!" exclaimed خواهر من ، به من اشاره کردن
با سوزن و نخ او را ، و تکان دادن سرش به من. "جواب او را یکی از
سوال بپرسید و او به شما یک دوجین به طور مستقیم. Hulks - کشتی های زندان هستند ،
مشهای هفتم صلیب از سمت راست ''. "ما همواره از این نام برای باتلاق های مورد استفاده در ما
کشور است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Oh-h!" said I, look...
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations (Large Print Edition)"Oh-h!" said I, looking at Joe. "Hulks!" Joe gave a reproachful cough, as much as to say, "Well, I told you so."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آه - Ħ!" گفت : من ، به دنبال در جو. "Hulks!"

جو داد طعنه امیز سرفه ، تا آنجا که به گفت ، "خوب ، من به شما گفته تا".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Lord bless the boy!...
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations (DK ILLUSTRATED CLASSICS)"Lord bless the boy!" exclaimed my sister, as if she didn't quite mean that but rather the contrary. "From the Hulks!"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"پروردگار برکت پسر!" exclaimed خواهر من ، اگر او مشکلی پیش نیامد تا کاملا این معنی نیست
که بلکه برعکس. "از Hulks!"


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Mrs. Joe," said I, ...
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations (Penguin Classics) (Abridged)"Mrs. Joe," said I, as a last resort, "I should like to know--if you wouldn't much mind--where the firing comes from?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"خانم جو گفت :" من به عنوان آخرین چاره ، "من می خواهم باید بدانند -- اگر شما
که چندان ذهن -- از کجا می آید از شلیک؟ "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
At this point Joe gr...
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations and Hard Times (Nonesuch Dickens)At this point Joe greatly augmented my curiosity by taking the utmost pains to open his mouth very wide, and to put it into the form of a word that looked to me like "sulks." Therefore, I naturally pointed to Mrs. Joe, and put my mouth into the form of saying, "her?" But Joe wouldn't hear of that, at all, and again opened his mouth very wide, and shook the form of a most emphatic word out of it. But I could make nothing of the word.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
در این مرحله جو به شدت حس کنجکاوی من با در نظر گرفتن بیشترین تکمیل شده
برای باز کردن دهان و درد او را بسیار وسیع ، آن را قرار داده و به فرم یک کلمه
که برای من مثل "قهر مراقبت می کند." بنابراین ، من به طور طبیعی به خانم اشاره کرد
جو ، دهان قرار داده و من را به شکل گفت ، "او؟" اما جو نمی خواهد
بشنوید از آن ، در همه ، و دوباره دهان باز کرد او بسیار گسترده و بسته کردن
فرم از یک کلمه بیشتر تاکید شده خارج از آن. اما من چیزی می تواند از ایجاد
کلمه.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
It was not very poli...
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations: A Kaplan Vocabulary-Building Classic for Young ReadersIt was not very polite to herself, I thought, to imply that I should be told lies by her even if I did ask questions. But she never was polite unless there was company.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
بسیار مودب بود به خودش ، با خودم فکر کردم ، به این مفهوم را میرسانند که من نباید
گفت : دروغ های خود را حتی اگر من سوال بپرسید. اما او هرگز با ادب
مگر اینکه شرکت وجود داشته است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Who's firing?" said...
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Great Expectations (SparkNotes)"Who's firing?" said I. "Drat that boy," interposed my sister, frowning at me over her work, "what a questioner he is. Ask no questions, and you'll be told no lies."
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"There was a conwict...
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Studying "There was a conwict off last night," said Joe, aloud, "after sunset-gun. And they fired warning of him. And now it appears they're firing warning of another."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"conwict خاموش شب گذشته وجود داشت ، گفت :" جو ، با صدای بلند ، "پس از
غروب دستی. اخطار و اخراج آنها از او. و در حال حاضر به نظر می رسد آنها
اخطار شلیک دیگر. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
While Mrs. Joe sat w...
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Great Expectations (Signet Classics)While Mrs. Joe sat with her head bending over her needlework, I put my mouth into the forms of saying to Joe, "What's a convict?" Joe put his mouth into the forms of returning such a highly elaborate answer, that I could make out nothing of it but the single word "Pip."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
در حالی که خانم جو نشسته با سر خم شدن بیش از سوزندوزی او ، من قرار من
دهان را به اشکال به جو گفت ، "چه مجرم؟" جو خود را قرار دهید
دهان را به شکل بازگشت چنین پاسخ بسیار استادانه درست شده ، که من
می تواند چیزی را خارج از آن ، اما کلمه "Pip."


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Ah!" said Joe. "The...
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Great Expectations (Clear Print)"Ah!" said Joe. "There's another conwict off." "What does that mean, Joe?" said I. Mrs. Joe, who always took explanations upon herself, said, snappishly, "Escaped. Escaped." Administering the definition like Tar-water.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"ه!" گفت : جو. "یکی دیگر conwict کردن وجود دارد."

"معنی این حرف چیست ، جو؟" گفت : I.

خانم جو ، که همیشه توضیحات بر خودش گرفت ، گفت : snappishly ،
"فرار کرد. فرار کرد." اداره تعریف تار مانند آب.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Hark!" said I, when...
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Great Expectations (Modern Library Classics)"Hark!" said I, when I had done my stirring, and was taking a final warm in the chimney corner before being sent up to bed; "was that great guns, Joe?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"گوش دادن!" گفت : من ، وقتی من پر تحرک انجام داده بودند ، بود و گرفتن گرم نهایی
در گوشه دودکش قبل از اینکه خبر تا تخت ؛ "این بود که اسلحه ای بزرگ» ،
جو؟ "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
It was Christmas Eve...
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 

Great ExpectationsIt was Christmas Eve, and I had to stir the pudding for next day, with a copper-stick, from seven to eight by the Dutch clock. I tried it with the load upon my leg (and that made me think afresh of the man with the load on his leg), and found the tendency of exercise to bring the bread and butter out at my ankle, quite unmanageable. Happily I slipped away, and deposited that part of my conscience in my garret bedroom.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
آن شب کریسمس بود و من مجبور بودم بهم زدن پودینگ برای روز بعد ، با
مس چوب ، از seven to eight ساعت توسط هلندی. من این کار را با
بار بر پای من (و من فکر می کنم که ساخته شده از afresh مرد با
بار وارده بر ساق پا بود) ، در بر داشت و تمایل به ورزش برای آوردن نان
و کره را در مچ پا من ، کاملا unmanageable. خوشبختانه من تضعیف دور ،
و بخشی از وجدان من در اطاق زیر شیروانی در اتاق خواب من سپرده.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Conscience is a drea...
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Great ExpectationsConscience is a dreadful thing when it accuses man or boy; but when, in the case of a boy, that secret burden co-operates with another secret burden down the leg of his trousers, it is (as I can testify) a great punishment. The guilty knowledge that I was going to rob Mrs. Joe--I never thought I was going to rob Joe, for I never thought of any of the housekeeping property as his--united to the necessity of always keeping one hand on my bread and butter as I sat, or when I was ordered about the kitchen on any small errand, almost drove me out of my mind. Then, as the marsh winds made the fire glow and flare, I thought I heard the voice outside, of the man with the iron on his leg who had sworn me to secrecy, declaring that he couldn't and wouldn't starve until to-morrow, but must be fed now. At other times, I thought, What if the young man who was with so much difficulty restrained from imbruing his hands in me should yield to a constitutional impatience, or should mistake the time, and should think himself accredited to my heart and liver to-night, instead of to-morrow! If ever anybody's hair stood on end with terror, mine must have done so then. But, perhaps, nobody's ever did?
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
وجدان چیزی بسیار ناراحت کننده زمانی که آن را متهم به مرد یا پسر است ، اما در زمانی که در
مورد پسر بچه ، که بار مسئولیت شرکت راز با دیگری عمل مخفی
بار کردن پا از شلوار او هم (مانند من می توانم شهادت) بزرگ
مجازات است. دانش گناهکار که من که قرار بود به غارت خانم جو -- من
هرگز فکر من که قرار بود به غارت جو ، برای من از هر کدام از فکر هرگز
اموال خود را به عنوان خانه داری -- متحد به ضرورت حفظ همیشه
از یک طرف روی نان و کره من به عنوان من نشسته ، و یا وقتی من در مورد دستور داده شد
آشپزخانه در هر ماموریت های کوچک ، تقریبا به من رمه را از ذهن من میچرخد. سپس ،
مرداب بادها را به عنوان ساخته شده بر افروختن آتش و از جا در رفتن ، با خودم فکر کردم من شنیده ام
صدای در خارج ، از مردی با آهن بر پای او که در کنار من سوگند خورده بود
محرمانه بودن ، اعلام نشده است که او می تواند و نمی خواهد تا از گرسنگی مردن به فردا ،
اما باید به تغذیه هم اکنون. در زمان های دیگر ، من فکر کردم ، اگر مرد جوان
بود که با دشواری بسیار imbruing دار از او در دست من
عملکرد باید به بی صبری مبتنی بر قانون اساسی ، یا باید زمان اشتباه ،
و باید فکر خود را به قلب و کبد من اعتباردهی به شب ،
به جای به روز بعد! اگر هرگز کسی مو در پایان با تروریسم ایستاد ،
معدن باید انجام داده اند تا بعد. اما ، شاید ، هیچ کس را تا کنون کرده اید؟


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Some medical beast h...
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great Expectations Puzzle Pack (Print Copy)Some medical beast had revived Tar-water in those days as a fine medicine, and Mrs. Joe always kept a supply of it in the cupboard; having a belief in its virtues correspondent to its nastiness. At the best of times, so much of this elixir was administered to me as a choice restorative, that I was conscious of going about, smelling like a new fence. On this particular evening the urgency of my case demanded a pint of this mixture, which was poured down my throat, for my greater comfort, while Mrs. Joe held my head under her arm, as a boot would be held in a bootjack. Joe got off with half a pint; but was made to swallow that (much to his disturbance, as he sat slowly munching and meditating before the fire), "because he had had a turn." Judging from myself, I should say he certainly had a turn afterwards, if he had had none before.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
برخی از وحش پزشکی بود دوباره تار آب در آن روزها به عنوان جریمه
پزشکی ، و خانم جو همیشه عرضه آن را در گنجه نگه داشته ؛
داشتن ایمان و اعتقاد به خبرنگار خود را به ارزشهای nastiness آن است. در
بهترین زمان ، آنقدر از این کیمیا به عنوان یک انتخاب به من داده شد
مقوی ، که من از رفتن آگاهانه بود در مورد ، بو کردن دوست جدید
نرده. در این شب خاص ضرورت ها و الزامات مورد من خواستار
تر از مقدار متوسط این مخلوط ، که به پایین ریخته می شد گلو من ، برای من بیشتر
راحتی ، در حالی که خانم جو سر من زیر بازوی او برگزار شد ، به عنوان یک بوت می
می شود در چکمه کش برگزار می شود. جو را با نصف کردن یک پاینت کردم ، اما به ساخته شد
فرو برد که (خیلی به اختلال خود ، به عنوان او نشسته و به آرامی munching
مراقبه قبل از آتش) ، "چون او بود ، تبدیل شود." کتابت از
خودم باید بگویم که قطعا روشن شده بود پس از آن ، اگر او بود ،
قبل از هیچ.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Now, perhaps you'll...
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great Expectations The Graphic Novel: Original Text (American English)"Now, perhaps you'll mention what's the matter," said my sister, out of breath, "you staring great stuck pig."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"حالا ، شاید شما اشاره ماده چه خبر است ، گفت :" خواهر من ، خارج از
نفس ، "به شما خیره خوک بزرگ گیر".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"What's the matter n...
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great Expectations"What's the matter now?" repeated my sister, more sharply than before. "If you can cough any trifle on it up, Pip, I'd recommend you to do it," said Joe, all aghast. "Manners is manners, but still your elth's your elth."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"چه ماده در حال حاضر؟" تکرار خواهر من ، به شدت بیشتر از قبل.

"اگر شما می توانید سرفه در هر چیز جزیی دیگر آن را ، Pip ، می خواهم به شما پیشنهاد می برای این کار ،"
گفت : جو ، همه مبهوت. "منش رفتار است ، اما هنوز elth خود شما
elth ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Joe was evidently ma...
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great ExpectationsJoe was evidently made uncomfortable by what he supposed to be my loss of appetite, and took a thoughtful bite out of his slice, which he didn't seem to enjoy. He turned it about in his mouth much longer than usual, pondering over it a good deal, and after all gulped it down like a pill. He was about to take another bite, and had just got his head on one side for a good purchase on it, when his eye fell on me, and he saw that my bread and butter was gone.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
جو ناراحت کننده بود آشکارا از آنچه او تصور می شود از دست رفتن من ساخته شده
اشتها ، در زمان و متفکر نیش خارج از خلال او ، که او
آیا به نظر نمی رسد به لذت ببرید. او آن را در دهان خود را در مورد تبدیل بسیار طولانی تری نسبت به
طبق معمول ، pondering را روی آن معامله خوب است ، و بعد از آن همه gulped پایین مانند
قرص. او در مورد دیگری را به نیش می زنند ، و حال کردم فقط سر خود را در
یک طرف برای یک خرید خوب بر روی آن ، هنگامی که چشم او بر من افتاد ، و او را دیدم
که نان و پنیر من بود رفته است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The effort of resolu...
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great ExpectationsThe effort of resolution necessary to the achievement of this purpose I found to be quite awful. It was as if I had to make up my mind to leap from the top of a high house, or plunge into a great depth of water. And it was made the more difficult by the unconscious Joe. In our already-mentioned freemasonry as fellow-sufferers, and in his good-natured companionship with me, it was our evening habit to compare the way we bit through our slices, by silently holding them up to each other's admiration now and then,--which stimulated us to new exertions. To-night, Joe several times invited me, by the display of his fast diminishing slice, to enter upon our usual friendly competition; but he found me, each time, with my yellow mug of tea on one knee, and my untouched bread and butter on the other. At last, I desperately considered that the thing I contemplated must be done, and that it had best be done in the least improbable manner consistent with the circumstances. I took advantage of a moment when Joe had just looked at me, and got my bread and butter down my leg.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
قطعنامه از تلاش های لازم را برای دستیابی به این هدف من
یافت می شود کاملا افتضاح است. این بود که اگر من مجبور بودم ذهن من را تشکیل می دهند به کبیسه
از بالای یک خانه بالا ، و یا شیرجه رفتن به عمق زیادی از آب است.
و از آن مشکل تر توسط جو ناخود آگاه ساخته شده است. در
فراماسونری در حال حاضر ذکر شده ما را به عنوان همکار - افراد مبتلا به و در او
خوش خلق مصاحبت با من ، عادت آن عصر ما را به مقایسه شد
راه ما ، ما را از طریق برش بیت ، با خاموش نگه داشتن نام آنها را به هر
تحسین های دیگر در حال حاضر و سپس ، -- که ما را به exertions جدید تحریک شده.
به شب ، چند بار جو من دعوت شده ، توسط صفحه نمایش خود را سریع
کاهش قاچ کردن ، به ما ، پس از مسابقه دوستانه معمول را وارد کنید ، اما
که مرا در بر داشت ، هر یک از زمان ، با کتک زدن من به رنگ زرد از چای در یک زانو ، و
untouched نان و پنیر من در طرف دیگر. در گذشته ، من به شدت
در نظر گرفته که فکر چیزهایی است که من باید انجام شود ، همین و بس
بهترین روش حداقل سازگار با غیر محتمل بود انجام شود
شرایط. من استفاده از یک لحظه در زمان وقتی که جو تنها نگاه به حال در
من کردم و نان و پنیر من پایین پای من.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I don't!" said my s...
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great Expectations (Tantor Unabridged Classics)"I don't!" said my sister. "I'd never do it again! I know that. I may truly say I've never had this apron of mine off since born you were. It's bad enough to be a blacksmith's wife (and him a Gargery) without being your mother."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من! نیست" گفت : خواهر من. "من می خواهم آن را هرگز دوباره! من می دانم که من ممکن است
واقعا بگو من قبلا این apron معدن کردن از شما بود هرگز متولد شد.
آن بد به اندازه کافی به همسر آهنگر است (و او را Gargery) بدون
مادر بودن خود را. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Well," said Joe, gl...
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Great Expectations (Classics Illustrated Notes)"Well," said Joe, glancing up at the Dutch clock, "she's been on the Ram-page, this last spell, about five minutes, Pip. She's a coming! Get behind the door, old chap, and have the jack-towel betwixt you."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"خوب ، گفت :" جو ، زود گذر است در ساعت هلندی ، "او در's شده است
رم صفحه ای ، این آخرین طلسم ، در حدود پنج دقیقه ، Pip. او در آینده! دریافت
پشت درب ، قدیمی اختتامیه جشنواره صنعت چاپ ، و به نوعی شما را در میان حوله ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Has she been gone l...
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٧ 
Great Expectations (Classics Illustrated Notes)"Has she been gone long, Joe?" I always treated him as a larger species of child, and as no more than my equal.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آیا او رفته بلند شده است ، جو؟" من همیشه او را به عنوان گونه های بزرگتر درمان
از فرزند ، و به عنوان نه بیش از برابر من.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Joe's forge adjoined...
ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
Great Expectations (Bullseye Step Into Classics)Joe's forge adjoined our house, which was a wooden house, as many of the dwellings in our country were,--most of them, at that time. When I ran home from the churchyard, the forge was shut up, and Joe was sitting alone in the kitchen. Joe and I being fellow-sufferers, and having confidences as such, Joe imparted a confidence to me, the moment I raised the latch of the door and peeped in at him opposite to it, sitting in the chimney corner.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
جو 'sجعل adjoined خانه ما ، که خانه های چوبی بود ، به عنوان بسیاری از
خانه هایی در کشور ما بودند ، -- بیشتر از آنها ، در آن زمان. زمانی که من فرار
صفحه اصلی از حیاط کلیسا ، جعل شد خفه شو ، نشسته بود و جو
تنها در آشپزخانه. جو و من ، شخص مبتلا به بودن ، و داشتن
confidences به عنوان مثل ، جو imparted اعتماد به نفس من ، من لحظه ای
جمع آوری از درب محکم نگاه داشتن و در peeped او را در مقابل آن را ،
نشسته در گوشه دودکش.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
She was not a good-l...
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
Great Expectations (Collector's Library- Pocket Sized)She was not a good-looking woman, my sister; and I had a general impression that she must have made Joe Gargery marry her by hand. Joe was a fair man, with curls of flaxen hair on each side of his smooth face, and with eyes of such a very undecided blue that they seemed to have somehow got mixed with their own whites. He was a mild, good-natured, sweet-tempered, easy-going, foolish, dear fellow,--a sort of Hercules in strength, and also in weakness.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او خوش قیافه زن ، خواهر من نیست و من مجبور بودم کلی
تصور که او باید ساخته جو Gargery ازدواج او با دست. جو
مرد عادلانه است ، با فر مو کتانی در هر طرف به او صاف
صورت ، و با چشمان از چنین آبی بسیار بلاتکلیف که به نظر می رسید
به نحوی خود را با سفید پوستان مخلوط شده بود. او خفیف بود ،
ملایم ، شیرین خو ، آسان رفتن ، احمق عزیزم ، همکار ، -- مرتب کردن
از هرکول در قدرت ، و همچنین در ضعف.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
My sister, Mrs. Joe ...
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
Great Expectations: Twenty-Four True Stories about Childbirth Chapter II My sister, Mrs. Joe Gargery, was more than twenty years older than I, and had established a great reputation with herself and the neighbors because she had brought me up "by hand." Having at that time to find out for myself what the expression meant, and knowing her to have a hard and heavy hand, and to be much in the habit of laying it upon her husband as well as upon me, I supposed that Joe Gargery and I were both brought up by hand.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:



فصل دوم

خواهر من ، خانم جو Gargery ، بیش از بیست سال بزرگتر از من بود ،
و شهرت زیادی با خودش و همسایگان دایر کرده بودند
چون او به من آورده بود تا "دست". پس در آن زمان برای پیدا کردن
برای خود من آنچه را که به معنای بیان ، و دانستن او به وجود سخت و
دست سنگین ، و باید خیلی در این عادت تخمگذار آن را بر شوهر خود را به عنوان
همچنین پس از من ، من قرار است که جو Gargery و من هر دو تا آورده بودند
با دست.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The marshes were jus...
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
Great ExpectationsThe marshes were just a long black horizontal line then, as I stopped to look after him; and the river was just another horizontal line, not nearly so broad nor yet so black; and the sky was just a row of long angry red lines and dense black lines intermixed. On the edge of the river I could faintly make out the only two black things in all the prospect that seemed to be standing upright; one of these was the beacon by which the sailors steered,--like an unhooped cask upon a pole,--an ugly thing when you were near it; the other, a gibbet, with some chains hanging to it which had once held a pirate. The man was limping on towards this latter, as if he were the pirate come to life, and come down, and going back to hook himself up again. It gave me a terrible turn when I thought so; and as I saw the cattle lifting their heads to gaze after him, I wondered whether they thought so too. I looked all round for the horrible young man, and could see no signs of him. But now I was frightened again, and ran home without stopping.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
باتلاق شد فقط یک خط افقی بلند سیاه و سفید آن زمان ، که من متوقف شود
نگاهی به بعد از او ، و رودخانه یک وبلاگ دیگر با خط افقی ، و نه شد
بنابراین تقریبا وسیع و نه هنوز تا سیاه و سفید ، و آسمان بود فقط یک صف طولانی
عصبانی خطوط قرمز و انبوه خطوط سیاه intermixed. در لبه
رودخانه من faintly می تواند خارج ساختن تنها دو چیز سیاه و سفید در تمام
چشم انداز به نظر می رسید که باید ایستاده عمودی و یکی از این چراغ دریایی بود
است که توسط ملوانان سازی ، -- مثل یک بشکه unhooped پس از یک قطب ، --
چیزی زشت وقتی در نزدیکی آن قرار گرفتند ؛ دیگر ، یک چوبه دار ، با بعضی از زنجیر
حلق آویز به آن که روزی برگزار شده بود دزد دریایی. مردی بود در شلی
به این دومی را ، تا اگر او خود را با زندگی دزدان دریایی آمده بودند ، و آمدن
کردن ، و رفتن به قلاب خود را مجددا. آن را به من بدی
زمانی که نوبت من فکر کردم تا ؛ من تو را دیدم و به عنوان گاو بلند سر خود را به
زل زل نگاه کردن بعد از او ، من تعجب که آیا آنها فکر را بیش از حد. من نگاه کن
دور برای انسان ناگوار جوان ، و می تواند بدون نشانه هایی از او را ببیند. اما اکنون
من دوباره وحشت زده بود و خانه بدون توقف بوده است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
At the same time, he...
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
Classics Illustrated #1: Great Expectations (Classics Illustrated Graphic Novels)At the same time, he hugged his shuddering body in both his arms,--clasping himself, as if to hold himself together,--and limped towards the low church wall. As I saw him go, picking his way among the nettles, and among the brambles that bound the green mounds, he looked in my young eyes as if he were eluding the hands of the dead people, stretching up cautiously out of their graves, to get a twist upon his ankle and pull him in.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
در همان زمان ، او بدن مرتعش خود را در هر دو hugged او
اسلحه ، -- clasping خود را ، تا اگر به خودش هم نگه ، -- و خمیده
به سمت دیوار کلیسا کم است. همانطور که من او را دیدم بروید ، جیب بری او را در میان راه
nettles ، و در میان خاردار که محدود تپه سبز باشد ، به او نگاه
در چشمان جوان من به عنوان اگر او بودند eluding دست مردم مرده ،
کششی تا با احتیاط خارج از گورهای خود را ، برای تاب خوردن بر او
مچ پا و کشیدن او شوید.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Goo-good night, sir...
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
Great Expectations"Goo-good night, sir," I faltered. "Much of that!" said he, glancing about him over the cold wet flat. "I wish I was a frog. Or a eel!"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"گو شب خوب ، آقا ،" من شک و تردید عمل.

"بخش عمده ای از آن!" گفت که او ، در مورد او زود گذر بر تخت سرد و مرطوب. "من
کاش یک قورباغه بود. یا مارماهی! "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم