My sister had a tren...

Great Expectations (MAXNotes Literature Guides)My sister had a trenchant way of cutting our bread and butter for us, that never varied. First, with her left hand she jammed the loaf hard and fast against her bib,--where it sometimes got a pin into it, and sometimes a needle, which we afterwards got into our mouths. Then she took some butter (not too much) on a knife and spread it on the loaf, in an apothecary kind of way, as if she were making a plaster,--using both sides of the knife with a slapping dexterity, and trimming and moulding the butter off round the crust. Then, she gave the knife a final smart wipe on the edge of the plaster, and then sawed a very thick round off the loaf: which she finally, before separating from the loaf, hewed into two halves, of which Joe got one, and I the other.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
خواهر من بود راه بران از برش نان و کره ما را برای ما ،
متنوع است که هرگز. اول ، دست چپ خود را با او jammed سخت و وقت را بیهوده گذراندن
و سریع خود را در برابر سینه بند ، -- جایی که گاهی یک سنجاق را در آن کردم ، و
گاه سوزن ، پس از آن که ما را در دهان ما شده بود. سپس او
در زمان مقداری کره (نه چندان زیاد) در تاریخ چاقو و گسترش آن را در پرسه زدن ، در
نوع عطار راه را ، تا اگر او بودند ساخت گچ ، -- با استفاده از هر دو
طرف چاقو را با مهارت slapping و پیرایش و سبک
کره کردن دور پوسته. سپس ، او داد چاقو هوشمند نهایی
پاک کردن در لبه گچ و خاک ، و سپس اره گرد با ضخامت بسیار کردن
پرسه زدن : که او در نهایت ، قبل از جدا شدن از قرص نان ، به hewed
دو نیمه ، که یک جو کردم ، و من دیگر.

/ 0 نظر / 4 بازدید