I was soon at the Ba...

Great Expectations (Collector's Library)I was soon at the Battery after that, and there was the right Man,--hugging himself and limping to and fro, as if he had never all night left off hugging and limping,--waiting for me. He was awfully cold, to be sure. I half expected to see him drop down before my face and die of deadly cold. His eyes looked so awfully hungry too, that when I handed him the file and he laid it down on the grass, it occurred to me he would have tried to eat it, if he had not seen my bundle. He did not turn me upside down this time to get at what I had, but left me right side upwards while I opened the bundle and emptied my pockets.

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من به زودی در بود باتری پس از آن ، بود و سمت راست وجود دارد.
مرد ، -- خود و بغل کردن و یا شلی پس وپیش ، تا اگر او بود هرگز تمام
شب را ترک کردن و بغل کردن و یا شلی ، -- انتظار برای من. او awfully
سرد ، تا مطمئن شوید که. نیمی از من انتظار می رود برای دیدن او کرکره من قبل از روبرو
و مرگ از سرما کشنده باشد. چشمان او نگاه awfully تا گرسنه هم هستند که در زمانیکه
من دست او را فایل و او آن را پیریزی کرده پایین در چمن ، به آن رخ داده است
من او سعی دارید آن را بخورم ، اگر او بسته نرم افزاری من ندیدم. او
نوبت به من نمی وارونه این زمان به آنچه که من در حال دریافت است ، اما به من چپ
بطرف بالا سمت راست را باز کردم در حالی که بسته نرم افزاری و تخلیه جیب من.
/ 0 نظر / 6 بازدید