He was gobbling minc...

Great ExpectationsHe was gobbling mincemeat, meatbone, bread, cheese, and pork pie, all at once: staring distrustfully while he did so at the mist all round us, and often stopping--even stopping his jaws--to listen. Some real or fancied sound, some clink upon the river or breathing of beast upon the marsh, now gave him a start, and he said, suddenly,--

گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او gobbling گوشت قیمه شده ، meatbone ، نان ، پنیر ، و پای گوشت خوک ، تمام
فورا : distrustfully خیره در حالی که او چنان در غبار در تمام طول انجام
ما ، و اغلب بیکار شدن -- حتی توقف jaws او -- به گوش کند. برخی از حقیقی یا
صدای خیالی ، برخی از جلنگ جلنگ صدا کردن بر رودخانه و یا تنفس از وحش بر
مارش ، در حال حاضر به او شروع ، و او گفت ، ناگهان ، --
/ 0 نظر / 12 بازدید